|

امروز که داشتم کتاب تاریخ را ورق میزدم ناگهان چشمانم به نامی خیره شد. در آن برگ از برگ های پر فراز و نشیب تاریخ کشورم نوشته بود که قرار است دهکده ای برای ورزش به نام نقش جهان ، در نصف جهان ساخته شود. بی اختیار کتاب را تند تر ورق زدم تا به آخرین برگ از آن رسیدم. اما افسوس ، نقشی از نقش جهان ندیدم. دهکده ی المپیک موسوم به نقش جهان که اکنون به لحاظ تاریخی می توان آن را با استادیوم مشهور " المپیا " در یونان هم ردیف قرار داد. اینک جز ویرانه ای از آن بر جای نمانده است. شاید قصور به گردن مسئولان میراث فرهنگی باشد که فکری به حال ترمیم و مرمت این بنای تاریخی نمی کنند تااینچنین این سرمایه ی نسل ها و فرهنگ ها در تلاطم باد و باران رو به ویرانی نهد. اشتباه نکنید ، این نوشته طنز نیست ، حقیقتیست بی بدیل. بر می گردیم به همان صفحه از تاریخ کشور عزیزمان. بهار بود یا زمستان ، شاید هم فصلی دیگر ، به هر حال جزئیات در تاریخ فراموش می شوند. اما هر فصلی که بود سالش را بخاطر دارم. سال 1371 بود ، می توان گفت اینک که در آستانه ی سال 1389 به سر می بریم ، تولد 18 سالگی نقش جهان است. وقتی که در آن سال کلنگش را بر زمین زدند چه آرزوها که در سر نمی پروراندیم. آری ما هم صاحب دهکده ی المپیک شدیم ، جهانی شدیم و ... قول و قرارهایی هم به ما داده بودند. مثلاً قرار بود این مجموعه در 8 سال و استادیوم فوتبال 75 هزار نفری آن در دو فاز 3 ساله ، یعنی در سال 1377 به بهره برداری برسد. اما افسوس ، انگار آنچه که چشم انتظارش بودیم به تحقق نپیوست.آن نطفه ای که در سال 71 نهاده شد و ما در انتظار بزرگ شدنش بودیم تا به آن ببالیم و افتخار کنیم ، اکنون مجموعه ایست ناقص الخلقه و رنجور که با نیش خند های بازرسان بازی های آسیایی اکنون جز سرافکندگی برای ما به ارمغان نیاورده است. سالهای طولانی میگذرد و نیاز فوتبالدوستان و مردم اصفهان با وعده و وعید پاسخ داده می شود. وعده و وعید هایی که تنها دستخوش تفاوت چهره ها شده است. وعده و و عید هایی که چهره های شاخص همه ی دولت های پیشین و کنونی به ما داده اند و ما کماکان در انتظاریم تا ببینیم این وعده ها چه زمانی به عمل می انجامد. اما ، امروز نقش جهان نیاز جوانان خطه ی اصفهان است. با حضور قدرتمند دو تیم بزرگ این خطه در رقابت های لیگ و درخشش یکی از این دو در رقابت های آسیایی ، آن هم پس از سالها ، مبین این مطلب است که اینک نقش جهان نه فقط نیاز جوانان اصفهانی ، بلکه آبروی ایران نیز هست. آری امروز جوانان این خطه همانگونه که دست در دست یکدیگر دور مراکز هسته ای کشور حلقه زدند و با صدایی بلند فریاد برآوردند که انرژی هسته ای حق مسلم ماست. اکنون هم در کنار این شعار فریاد می زنند و ورزشگاه نقش جهان را نیز حق مسلم خود می دانند. حقی را که امروز ، نه از مجامع بین المللی ، بلکه از مسئولان داخلی تقاضای استیفایش را دارند. امید که این فریاد امروز جوانان اصفهان تحت قالب این مقاله به گوش مسئولان برسد و به جای وعده و وعید ، خود وارد عمل شوند.
 |
همین فولادشهر فعلا واسمون بسه ...
انشالله سپاهان هم خودش دست به کار میشه و یه ورزشگاه میسازه ..
که به نظر من اگه به جای انتظار واسه نقش جهان خودش دست به کار شده بود الان یه ورزشگاه شیک و کار درست در شان نام اصفهان و سپاهان داشت ...
این ورزشگاه نقش جهان هم به عنوان کارگاه عمران و سازه بدن به دانشگاه صنعتی حداقل توی تولید علم معماری و ساختمان بعد ها با استفاده از این کار آموزشی شاید توی مملکت استفاده بشه ...
اصلا از کجا معلوم طبقه دوم ساخته بشه و بعد یونسکو گیر نده که باید خرابش کنید چون اسمش نقش جهانه نباید از نقش جهان بلند تر بشه و اینا هم واسه اینکه اتفاق ارگ جهان نما دوباره تکرار نشه دارن موس موس میکنند و با احتیاط میسازند ...
احتمالا هم شبا کار میکنند تا کسی آمارشون رو به یونسکو نده ... :)) :)) :)) :)) :))